افطار رو با همکارا بودم و واقعا اگر عقل حکم نمیکرد، امروز برای مراسم نمیرفتم. یه شوخی هایی میکنن و یه تیکه هایی میندازن و یه حرفهایی میزنن که بینشون واقعا اونقدری که میخوام راحت نیستم و حیف اون وقت و انرژی که اونجا بره...
دیگه چیزی نمیگم که غیبتشون نشه و هرچی بگمم متاسفانه تف سر بالاست واقعا
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۲ ساعت 22:21 توسط صنوبر