این دو روز یه تولد داشتیم، یه فوت ناگهانی و آزمون مجدد آیین نامه که فردا نتیجه ش میاد و فکر کنم بخاطر تابلوها برای بار دوم رد شدم! اونوقت الان دارم چیکار میکنم؟ از شدت خستگی، جسمم و فکرم نمیکشید، پس یکساعت فقط با اون آهنگی که خواننده میخونه به اون شاخه گلی که رو موهاته نزن دست! خوندم و رقصیدم و هنوزم دارم با هدفون میشنومش و تنها چیزی که دلم میخواد اینه که الان زمستون باشه :)) چرا؟ چون شاعر وسطاش میفرماید زمستونه ولی من، نمیشه با تو سردم! :))))
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴ ساعت 23:57 توسط صنوبر