معاون جدیدمون زنگ زده که شما فرموده بودید میخواهید برید، ما دوست داریم بمونید
میخواستم بگم یه کم برای این حرف دیر نیست؟ اما گفتم: شما خیلی لطف دارید ولی من برای تصمیمم مصمم هستم
گفت من تازه دارم با شما آشنا میشم؛ ان شاءالله که ارتباطتون رو بطور کامل با ما قطع نمیکنید
گفتم ممنونم، خوشحال میشم که اگر بتونم، کمکی کنم
خلاصه کمی تعارف تیکه پاره کردیم و خیلی جلوی خودم رو گرفتم که نگم: برادر عزیزم کجای کارید؟ من خونه ام :))) معنی اینکه ارتباطتون رو با ما قطع نمیکنید هم میدونم ولی لطفا بیشتر از پنج ماه آینده، مزاحمم نشید! :))
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳ ساعت 9:44 توسط صنوبر