وقتی گفت <<نمیخوام توی این منطقه کاری باشه که شما بلد نباشید>> بدون فاصله ادامه داد: شما نود و نه درصد میخوای بری، ولی اگه فقط یکدرصد میخوای بمونی، جوری کار کن که به اونجایی برسی که شایستگی و تواناییش رو داری! سابقه ت از همه کمتره اما اسمت توی استان مطرح شده؛ شما توانمندیهاتون خیلی بیشتر از پست مددکاری این‌اداره ست.
گفتم خیلی لطف دارند و لطف دارید. درحالیکه نیم‌ساعت پیش داشتم با کفش پاشنه بلندم میرقصیدم، آهنگ رقص چاقو تجزیه و تحلیل میکردم و الانم اینا رو مینویسم و چایی و شیرینی میخورم و به این فکر میکنم (برام سواله) که واقعا چقدر دلم میخواست یک زن خانه دار اما اجتماعی و پولدار باشم؟ :))