الان یادم اومد که در‌خصوص پرونده ی بدسرپرستم، تا امشب ۳بار به مسجد مراجعه کردیم که درخواست مساعدتمون رو مُهر بزنن و یه بار که مامانم دم اذان ظهر تنها رفت مسجد و نمازم همونجا بود، بهش گفتن اذان مغرب تشریف بیارید. یروز من اذان مغرب رفتم، گفتن ساعت هشت به بعد بیا. امشب هشت و نیم باهم رفتیم، گفتن اذان مغرب اینجا باشید!

نمیدونم چرا متوجه اهمیت موضوع نیستن، نمیدونم چرا برای زمان دیگران ارزش قائل نیستن و واقعا متاسفم که دارم به این فکر میکنم که دارن منو به اون نقطه ای میرسونن که برم قیامت به پا کنم.

ولی آخه پدرت خوب، مادرت خوب! آدم عاقل! مرد مومن!!! شما که هیچوقت توی مسجد تشریف نداری، غلط میکنی مُهر مسجد دستته. پسفردا حقوق دونفر قطع شه، داری نفری یک میلیون بهشون بدی؟