هربار با یادآوری اینکه پاییز نزدیکه، قند توی دلم آب میشه.
همیشه بخاطر ناله های شکست عشقیانه ای که برخی باشروع پاییز سر میدادن، از این فصل زیبا خوشم نمیومد؛ یکی دیگه از دلایل غمم برای رسیدنش، فکر کردن به افرادی بود که خونه ای ندارند و توی خیابون شب رو روز میکنن و روز رو به شب میرسونن. یا تعداد بی شماری که سقف خونه هاشون چکه میکنه، یا بارون باعث خیس شدن کف زمین یا خراب شدن سقف و دیوارشون میشه... ولی امسال فهمیدم که حقیقتا من عاشقش این فصلم. وقتی فقط به خودم فکر میکنم، این هوا مورد علاقه ی منه. حس خوب بارون و سرما برای من عالیه و... الانم داره بارون میباره.
خدایا؟
هیچی. شکرت. مرسی❤️
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ ساعت 0:35 توسط صنوبر