حس صنوبرانه ای که داشتم، در من مُرده. این واقعیت قابل توجهی برای من هست. حالا شاید شبیه به کاکتوسی با یک گل صورتی وسط بیابان، اسبی وحشی، آزاد و رها در صحرا، یا کلبه ای دنج و صبور در ییلاقات ماسالم! و هربار که این صفحه رو باز میکنم و سعی دارم از بیشتر چیزهایی که توی ذهنم هست ننویسم، بیشتر متوجه این میشم که دیگه اون آدمی که اینجا مینوشت، نیستم. فقط وقت شما و خودم رو بیهوده میگیرم!
ممنون برای بودنتون. من اینجا خیلی یاد گرفتم و لحظات خوب کم نداشتم. ممنون و مراقب خودتون باشید ❤️💫
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 23:9 توسط .